تعطیلات - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 2:09
دلم نمیخواد دیگه خونهشون بمونم. دلم هم نمیخواد از شوهرم دور بشم. این داره دیوونم میکنه!تحمل جو خونهشون برام سخته.کاش خونهشون نزدیکتر بود به خونهمون که مجبور نباشم طولانی مدت اونجا باشم. چند دقیقه مینشستم و بعد میرفتم خونه خودمون...حتی دلم نمیخواد هیچ وعده غذایی رو تو خونهشون بخورم. کاش میشد...
طلبکار - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 2:09
هر چی هم زور بزنم ازش بدم نیاد نمیشه!! اصلا وقتی پا میذراه تو خونه با خودش نکبت میاره! هر چیزی که بهش مربوط میشه حالمو بد میکنه. نقشش فقط خرج کردن پولای شوهرم و هدر دادن وقت ماست. هر چی میگردم یه نکته مثبت تو وجودش پیدا نمیکنم!
همیشه میشه پیشبینی کرد که کی تیغشونو برمیدارن. - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 2:09
از آدمایی که محبتشون فقط تو کلامشونه بدم میاد!یه جووووری دور شوهرمو میگیرن و میگن این عزیزترین بچهمونه، یه جوووری میگه من نون میپختم که بچههام نخوان تو صف وایسن... د آخه مادر نمونه، تو که از بچگی بچههاتو فرستادی سر کار، تو که الان بیخ گلوی بچههات و زن و بچههاشون نشستی، تو که حاضر نیستی از رفاهت بزنی...
بار روی دوش دیگران نباشید لطفا - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 2:09
مشکل خانواده شوهر من اینه که بلد نیستن اندازه جیبشون زندگی کنن. و حتی بلد نیستن خرجای اضافی رو خط بزنن! هر چی که هوس میکنن داشته باشن رو میخوان. حساب نمیکنن که چقدر تو جیبشون پول دارن تا اونو بخرن... حساب میکنن باید از هر کس چند بگیرن تا بخرنش!!!!این اخلاقشون دقیقا همون چیزیه که باعث میشه نتونم بهشو...
۱ - تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 12:31
از روز اول گفتن ما خیلی خوبیم و همه دنیا با ما دشمنن. م میگفت من تو خونواده واقعا شانس آوردم! میگفتن ما تو زندگی همدیگه دخالت نمیکنیم!! میگفتن ما پشت همیم. میگفتن مامانمون از اون مادرشوهراس که به عروس
۲. ف - تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 12:31
نمیدونم کار من غلطه یا کار ح؟!! اینکه من دوست ندارم با دوست خواهرش در ارتباط باشه کار بدیه؟!! خودش دوست داره من با یه مرد غریبه در ارتباط باشم؟؟ صرفا چون مرده حق داره با هر کی خواست بگه و بخنده و پیام
۳. دارم اذیتش میکنم؟؟ - تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 12:31
میترسم! میترسم خسته بشه از من! من تحمل رفتار خواهر عزیز کردهشو ندارم... حتی واضح بهش گفتم که از این خواهرش خوشم نمیاد. نمیدونم تو دادگاه دلش حقو به کی میده! من تحمل دوست خواهرشو ندارم... یکی دو بار ه
اونقدر دلم پره که دل نمیکنم از اینجا! - تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 12:31
سعی میکنه منو شاد نگهداره. واقعا سعی میکنه. تمام تلاششو برای یه مرد خوب بودن انجام میده. انصافا هم مرد خوبیه. اشتباه من این بود که از روز اول سکوت کردم. ترسیدم پیشش دختر بدی به نظر بیام. حرفامو تا آخ
احساس افسردگی میکنم... - تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 12:31
حساب کردم فقط تو سال اول، یعنی از روز عقدمون تا سالگرد عقدمون، یازده میلیون جیرینگی داده به خونوادهش!! تازه فقط اونایی که من در جریانم و حساب و کتابش دستمه. که اگه اون چندتا اجاره خونه و هزینههایی که وقتی اونجا بودیم میکرد و خریدایی که با کارت ما کردن و ... رو بخوایم حساب کنیم کمتر از دو سه میلیون ن...